• Publications
  • فار EN

NOSE TO NOSE
Slavs and Tatars

2017

In May 2016, Pejman Foundation: Argo Factory opened "Nose to Nose" Slavs and Tatars’ first exhibition in Iran. The second installment of their mid-career survey, the exhibition at Pejman Foundation’s newly opened Argo Factory in downtown Tehran, appropriately enough a stone’s throw from the Russian embassy, featured all three axes of the artists’ practice: publications, lecture-performances, and exhibitions. Marking ten years of the collective’s activity, art becomes a platform of translation – of one organ into another, the heart into the mind, the stomach into the head, as part and parcel of any Abrahamic understanding of hospitality.
The collective’s Eurasian remit – "between the former Berlin Wall and the Great Wall of China" in their own words – acts as a foil to an understanding of ourselves as multiple subjectivities. Their focus has a particular resonance in a capital and country whose history, traditions, and culture offer some of the more compelling arguments today against reductive nationalism and for an elaborate syncretism, in this case between Persianate, Arabic, Russian, and Turkic spheres of influence, to name a few.
Across a range of sculptures, balloons, audio works and publications, "Nose to Nose" looks to the Sufi notion of hamdami, the breathing together of sensuality and spirituality. Their "Not Moscow Not Mecca" installation, first exhibited at the Vienna Secession in 2012, will be restaged as an anti-anthropocentric altar: a retelling of faith via fruits and flora. Slavs and Tatars’ insistence on metaphysical and intellectual contamination marks their unique place in contemporary art. Like their anti-modern mascot, Molla Nasreddin, the artists suggest looking to the past while moving resolutely forward: not in order to return to a Modernist internationalism, nor to reactivate a revanchist nationalism, but rather to sharpen a popular understanding of the cosmopolitan. Their means of doing so passes via a focus on infra-politics–the importance of whispers, utterances, and sayings often invisible to the official register but no less traded amongst people.
To coincide with the exhibition, "Nose to Nose" bilingual catalogue was published and made available.

ABOUT SLAVS AND TATARS
Founded in 2006, Slavs and Tatars mine the complexities and unexpected affinities across cultures through three axes: publications, lecture performances, and exhibition-making. They have exhibited in major institutions across the globe, including MoMA NY, Tate Modern, Institute of Modern Art, Brisbane, NYU Abu Dhabi, and the Centre Pompidou in Paris. Slavs and Tatars have published several books including a translation of the legendary Azeri satire “Molla Nasreddin: the magazine that would’ve could’ve should’ve”, currently in its second edition. The artists work across cycles, where extended periods of research give life to an eco-system of installations, sculptures, lectures, and printed matter that question our understanding of language, ritual and identity. Imbued with humor and a generosity of spirit, their work commonly blends pop visuals with esoteric traditions, oral rituals with scholarly analysis in a way that opens new paths of contemporary discourse.


دماغ به دماغ
اسلاوها و تاتارها
1396




بنیاد پژمان: کارخانه آرگو در اردیبهشت 1396 نخستین نمایشگاه اسلاوها و تاتارها در ایران را با عنوان «دماغ به دماغ» برگزارکرد. در دومین بخش از دوره‌ی میانی فعالیت‌های هنری گروه اسلاوها و تاتارها. نخستین نمایشگاه این گروه در ایران با عنوان «دماغ به دماغ» در محل بنیاد پژمان: کارخانه آرگو گشایش یافت. نمایشگاهی که به هر سه محور فعالیت اسلاوها و تاتارها می‌پردازد: انتشارات،سخنرانی–اجرا و نمایشگاه. در دهمین سال فعالیت این گروه، هنر به بستری برای ترجمه بدل می‌شود، ترجمه‌ی عضوی به عضوی دیگر، دل به ذهن، شکم به سر، به مثابه‌ی درکی از مفهوم مهمان‌نوازی.
گسترده‌ی فعالیت اورآسیایی این گروه، به بیان خودشان «حدفاصل دیوار قدیم برلین و دیوار بزرگ چین»، مانند زمینه‌ای عمل می‌کند برای درک خود به‌مثابه‌ی خویشتن چندگانه. تمرکزشان در پایتخت و کشوری که تاریخ، آداب و رسوم و فرهنگ‌اش امروزه محکم‌ترین استدلال‌ها را ضد ملی گرایی جدایی طلبانه و در حمایت از تلفیق و تضارب آرا دارد، در این مورد برای مثال میان قلمروی فارسی‌زبانان، اعراب، روس‌ها و ترک‌ها، طنین ویژه‌ای می‌اندازد.
از خلال تعدادی مجسمه، بادکنک، آثار صوتی و انتشارات، «دماغ‌ به‌ دماغ» به مفهوم «همدمی» در تصوف می‌پردازد: همدمی نفسانیت و معنویت. چیدمانی که نخست در سال 1391 در ساختمان Secession وین نمایش داده شد.
بار دیگر به‌مثابه‌ی قربانگاه ناانسان محوری به‌نمایش در می‌آید: واگویی ایمان به واسطه ‌گل‌ و گیاه.
پافشاری اسلاوها و تاتارها بر آلایش ذهنی و ماورای طبیعی جایگاه منحصربه‌فردشان در هنر معاصر را نشانه‌گذاری می‌کند.
مانند ملانصرالدین – چهره‌ی داستانی ضدمدرن‌شان – این هنرمندان نگاه به گذشته را پیشنهاد می‌کنند در حالی که با جدیت تمام پیش می‌روند: نه به قصد بازگشت به فراملی گرایی مدرن، و نه به جهت فعال کردن مجدد ملی گرایی کینه جویانه، بلکه به‌منظور دقیق‌تر کردن برداشتی رایج از جهان‌شهر. مسیرشان برای تحقیق این امر از دل تمرکز بر خرده سیاست می‌گذرد، اهمیت نجواها، گویش‌ها و ضرب المثل‌ها که اغلب در نوشته‌های رسمی از قلم می‌افتند اما در میان مردم هم چنان محاوره می‌شوند.
کتابچه‌ی دو زبانه‌ی نمایشگاه «دماغ به دماغ» هم‌زمان با نمایش آثار منتشر شده است.

اسلاوها و تاتارها با آغاز به کار در سال 1385، در سه محور انتشارات، سخنرانی-اجرا و برگزاری نمایشگاه، به کاوش پیچیدگی‌ها و قرابت‌های غیرمنتظره میان فرهنگ‌ها می‌پردازند. آثارشان در موسسات و بنیادهای هنری مطرح در جهان به‌نمایش گذاشته شده است. در موزه هنر مدرن نیویورک، تیت مدرن، موسسه‌ی هنر مدرن بریزبین،NYU در ابوظبی و مرکز پومپیدو در پاریس. اسلاوها و تاتا‌رها کتاب‌های متعددی منتشر کرده‌اند. نظیر ترجمه‌ای از طنز افسانه‌ای آذری، (ملانصرالدین: مجله ای که می‌شد می‌تونست می‌بایست)، که هم اکنون در دست چاپ دوم است.
این هنرمندان فعالیتی دوره‌ای و متناوب دارند. دوره‌های طولانی تحقیق به چرخه‌ای طبیعی از چیدمان‌ها، مجسمه‌ها، سخنرانی‌ها وانتشارات حیات می بخشد که درک ما را از زبان، آیین‌ها و هویت به چالش می‌کشند. آمیخته با طبعی شوخ و بلند، آثارشان اغلب جلوه‌های عامیانه را با رسوم مبهم و مرموز و آیین‌های شفاهی را با تحلیل‌های پژوهشی چنان ترکیب می‌کند که راه‌های تازه‌ای بر گفتمان معاصر می‌گشاید.