• Publications
  • فار EN

ON AGGREGATORS
David Joselit
Translated by:
Mahan Moalemi

2017

In May 2016, Pejman Foundation: Argo Factory opened "Nose to Nose" Slavs and Tatars’ first exhibition in Iran. The second installment of their mid-career survey, the exhibition at Pejman Foundation’s newly opened Argo Factory in downtown Tehran, appropriately enough a stone’s throw from the Russian embassy, featured all three axes of the artists’ practice: publications, lecture-performances, and exhibitions. Marking ten years of the collective’s activity, art becomes a platform of translation – of one organ into another, the heart into the mind, the stomach into the head, as part and parcel of any Abrahamic understanding of hospitality.
To coincide with the exhibition, a translation of David Joselit’s "On Aggregators", originally published in October, was made available in Persian.
The term contemporary has shifted from an adjective to a noun. Once a neutral descriptor meant to indicate recentness, the contemporary is now widely claimed as a period, composed of loosely related aesthetic tendencies, following and displacing modernism. In this regard, it enters a tradition of now discredited movements that includes “pluralism” and “postmodernism.” Unlike these predecessors, however, which took Euro-Amer ican art as their pr imary archive, contemporary encompasses the temporally coeval but geographically diverse expressions of a global art world—a point critics often emphasize by noting that the literal meaning of con-temporary is “with time,” which in turn is sometimes poetically glossed as referring to “comrades in time.” A framework for global art is thus furnished through the undeniable and ostensibly value-free contention that work so designated occupies the same moment in time. There is, however, a paradox in rendering the adjective contemporary as a noun: When packaged as a period, the contemporary unconsciously reinscribes a model of temporal progression that was fundamental to modernism. While discussions of the contemporary typically emphasize its synchronic dimension—calling upon, as I've mentioned, the con to suggest simultaneity across different locations and perspectives—by definition it is always advancing. Like an avant-garde, the contemporary can only go forward, but unlike an avant-garde, the contemporary doesn't have an avant: Its forward movement does not carry the productive shock of being in advance or, perhaps more appropriate, of being out of sync with its time. In its discursive structure, the contemporary is a kind of blank or denatured modernism, one that is only ever “with” its moment. And this seemingly innocuous “with” masks the dramatically uneven development of globalization. For being together in time does nothing to redress economic disparity, as the victims of collapsed Bangladeshi garment factories producing inexpensive clothes for Western corporations can attest.

ABOUT DAVID JOSELIT
David Joselit is an American art historian, currently a Distinguished Professor of Art History at The Graduate Center, CUNY, and also a published author, including being a contributing author to October. At Yale, he was a Carnegie Professor and also a past Harris Lecturer at Northwestern University.

ABOUT SLAVS AND TATARS
Founded in 2006, Slavs and Tatars mine the complexities and unexpected affinities across cultures through three axes: publications, lecture performances, and exhibition-making. They have exhibited in major institutions across the globe, including MoMA NY, Tate Modern, Institute of Modern Art, Brisbane, NYU Abu Dhabi, and the Centre Pompidou in Paris. Slavs and Tatars have published several books including a translation of the legendary Azeri satire “Molla Nasreddin: the magazine that would’ve could’ve should’ve”, currently in its second edition. The artists work across cycles, where extended periods of research give life to an eco-system of installations, sculptures, lectures, and printed matter that question our understanding of language, ritual and identity. Imbued with humor and a generosity of spirit, their work commonly blends pop visuals with esoteric traditions, oral rituals with scholarly analysis in a way that opens new paths of contemporary discourse.

درباره‌ی گردآورنده‌ها
دیوید جوزلیت
ترجمه: ماهان معلمی
1396




بنیاد پژمان: کارخانه آرگو در اردیبهشت 1396 نخستین نمایشگاه اسلاوها و تاتارها در ایران را با عنوان «دماغ به دماغ» برگزارکرد. در دومین بخش از دوره‌ی میانی فعالیت‌های هنری گروه اسلاوها و تاتارها. نخستین نمایشگاه این گروه در ایران با عنوان «دماغ به دماغ» در محل بنیاد پژمان: کارخانه آرگو گشایش یافت. نمایشگاهی که به هر سه محور فعالیت اسلاوها و تاتارها می‌پردازد: انتشارات،سخنرانی–اجرا و نمایشگاه. در دهمین سال فعالیت این گروه، هنر به بستری برای ترجمه بدل می‌شود، ترجمه‌ی عضوی به عضوی دیگر، دل به ذهن، شکم به سر، به مثابه‌ی درکی از مفهوم مهمان‌نوازی.
مقاله‌ی‌ «درباره‌ی گردآورنده‌ها» نوشته‌ی دیوید جوزلیت از مجله‌ی October هم‌زمان با نمایش آثار اسلاوها و تاتارها با عنوان «دماغ به دماغ» در بنیاد پژمان با ترجمه فارسی منتشر شده است.
کلمه‌ی «معاصر» به لحاظ دستوری از صفت به اسم تغییر ماهیت داده. قبلا صفتی خنثی بود برای اشاره به وضعیت اخیر امور. اما حالا معاصر (the contemporary) غالبا برای اشاره به دورانی خاص به کار می رود، دورانی که تمایلات زیبایی شناختی بیش‌وکم مرتبطی را شامل می شود، دورانی که از پس مدرنیسم می‌آید و جای آن را می گیرد. از این جهت، معاصر به سنت جنبش‌هایی می‌پیوندد که اکنون بی اعتبار شده اند، جنبش هایی شامل «کثرت گرایی» (pluralism) و پست مدرنیسم. اما برخلاف این ادوار پیشین، که مبنای شکل‌گیری‌شان آرشیوی از هنر اروپایی-آمریکایی بود، «معاصر» دربرگیرنده‌ی تجلیاتی از دنیای هنر جهانی [شده] است که به لحاظ تاریخی هم‌زمان اما به لحاظ جغرافیایی متنوع‌اند – نکته‌ای که منتقدین اغلب بر آن صحه می‌گذارند و یادآور می‌شوند که معنای تحت اللفظی معاصر، «مع العصر» (con-temporary) یا [همراه] با زمان است، معنایی که گاه با اشاره به «رفقای زمانه» لعابی شاعرانه می گیرد. در نتیجه، چارچوب هنر جهانی از رهگذر این مدعا شکل می‌گیرد که هرآنچه معاصر خوانده می‌شود لحظه‌ی یکسانی از زمان را اشغال می‌کند، مدعایی که غیرقابل انکار و ظاهرا فارغ از ارزش گذاری شخصی است. اما در بطن ارائه‌ی صفت «معاصر» به عنوان یک اسم تناقضی هست: وقتی «معاصر» در قالب یک دوره‌ی تاریخی می‌نشیند، ناخودآگاه الگوی پیشرفت زمانی دوباره بر آن نقش می‌بندد ، الگویی بنیادین برای مدرنیسم. با وجود این که تأکید بحث‌های مربوط به (امر) معاصر معمولا بر بعد همگاه (synchronic) آن است – همان طور که گفتم، با ارجاع به «مع» یا «با» (con) برای اشاره به هم‌زمانی در گستره ی متنوعی از مکان‌ها و (perspective) اما معاصر، بنا به تعریف ، همیشه در حال پیشرفت است.مثل یک آوانگارد یا پیش قراول، [امر] معاصر تنها می تواند رو به جلو حرکت کند، اما برخلاف یک آوان‌گارد یا پیش قراول، [امر] معاصر عاری از «پیش» است: حرکت رو به جلوی آن شوک پویای «پیش روی» را با خود همراه نمی کند. یا اگر دقیق تر بگوییم، شوک ناهمگامی با زمانه اش را. در ساختار گفتمانی‌اش، معاصر نوعی مدرنیسم خالی یا دناتوره است، مدرنیسمی که خاصیت خود را از دست داده و تنها تا همیشه «با» لحظه ی [حال] خودش است. و این «با» که بی خطر به نظر می رسد، توسعه ی نامتوازن جهانی‌شدن را پنهان می‌کند. چرا که با هم‌بودن در زمان [حال] کاری در جهت بهبود نابرابری اقتصادی نمی کند، نابرابری‌ای که خودش را در هیأت آن‌هایی نشان می‌دهد که در حادثه ی تخریب تولیدی‌های پوشاک در بنگلادش جان سپردند، زیر تلی از مخروبه‌های همان کارگاه‌هایی که لباس ارزان برای شرکت های اروپایی تولید می‌کنند.

دیوید جوزلیت، مورخ هنر آمریکایی در حال حاضر یکی از استادان برجسته‌ی تاریخ هنر در دانشگاه CUNY است. او هم‌چنین در مقام نویسنده با مجله‌ی October به هم‌کاری می‌پردازد. او پیش‌تر در دانشگاه ییل به‌عنوان پروفسور و در دانشکده هریس دانشگاه نورث وسترن به‌عنوان مدرس مشغول به فعالیت بود.

اسلاوها و تاتارها با آغاز به کار در سال 1385، در سه محور انتشارات، سخنرانی-اجرا و برگزاری نمایشگاه، به کاوش پیچیدگی‌ها و قرابت‌های غیرمنتظره میان فرهنگ‌ها می‌پردازند. آثارشان در موسسات و بنیادهای هنری مطرح در جهان به‌نمایش گذاشته شده است. در موزه هنر مدرن نیویورک، تیت مدرن، موسسه‌ی هنر مدرن بریزبین،NYU در ابوظبی و مرکز پومپیدو در پاریس. اسلاوها و تاتا‌رها کتاب‌های متعددی منتشر کرده‌اند. نظیر ترجمه‌ای از طنز افسانه‌ای آذری، (ملانصرالدین: مجله ای که می‌شد می‌تونست می‌بایست)، که هم اکنون در دست چاپ دوم است.این هنرمندان فعالیتی دوره‌ای و متناوب دارند. دوره‌های طولانی تحقیق به چرخه‌ای طبیعی از چیدمان‌ها، مجسمه‌ها، سخنرانی‌ها وانتشارات حیات می بخشد که درک ما را از زبان، آیین‌ها و هویت به چالش می‌کشند. آمیخته با طبعی شوخ و بلند، آثارشان اغلب جلوه‌های عامیانه را با رسوم مبهم و مرموز و آیین‌های شفاهی را با تحلیل‌های پژوهشی چنان ترکیب می‌کند که راه‌های تازه‌ای بر گفتمان معاصر می‌گشاید.